بین نظراتی که در پستهای قبل داده شده بود، ادغام وبلاگ" نی نی به به" و این وبلاگ پیشنهاد شده بود. بعضی از مامانها هم موافق این بودند که مطالب بیشتری به عنوان تجربیات مادری تو این وبلاگها گنجونده بشه. پیشنهاد مامان هناکه به نظر من پیشنهاد خوبی هم هست  برای ادامۀ این کار و تلفیق مطالب این هست که از اونجا که امکان ادغام اینها در یک وبلاگ به خاطر متفاوت بودن موضوعات وجود نداره و از طرفی به دلیل اینکه مقدماتی برای ایجاد یک سایت که تمام مطالب مادرانه در اون گنجونده بشه  در حال حاضر برای ماوجود نداره، میشه هرکدوم از مطالب رو توی یک وبلاگ جداگانۀ بلاگفا نوشت. منتها نویسنده ها میتونند مشترک باشند تو این وبلاگهای جداگانه. در حقیقت این وبلاگها گروهی هستند و هر نویسنده میتونه با   یوزر نیم و پسورد خودش، در هر دوی این وبلاگها مطلب بنویسه.  خواننده ها هم به فراخور نیازشون، مطلبی که نیاز دارند رو میتونند تو این وبلاگها پیدا کنند و مطالعه کنند.

از اونجا که بعضی از مادرها مایل هستند تا علاوه بر دونستن نحوۀ زایمان،  از تجربیات مادرای دیگه حین بارداری و بعد از زایمان و بچه داری هم آگاه بشوند (تجاربی مثل حمام کردن بچه ها، ایجاد عادت خوب خواب، بیقراری های شبانه، برخورد با کولیک، خرید سیسمونی و ....)، و از اونجا که طبعاً خیلی از مادرها بیش از یک یا دو خاطرۀ زایمان  ندارند و داشتن یوزرنیم و پسورد  در مورد وبلاگ خاطرات زایمان فقط یک با دوبار مصرف خواهد شد، اینه که میشه این وبلاگ خاطرات زایمان رو با تجربیات مختلف مادرها تلفیق کرد  و به این صورت بشه که  مادرا از تجربیات دوران بارداری، بعد از زایمان، بچه داری ... و  رفع مشکلاتی که ممکنه تو این مراحل وجود داشته باشه هم  در این وبلاگ بنویسند تا خواننده های این وبلاگ ایده های عملی بیشتری برای انتخاب  در مواجهه با مشکلات بچه داری داشته باشند.

این وبلاگ همونطوریکه گفته شد یک وبلاگ گروهی هست وبا مشارکت شما اداره میشه. نویسندۀ مطالب شما هستید.  شما علاوه بر نوشتن مطالب خوبتون در اینجا، میتونید  ایده های  مفیدتون  رو هم ،در درست کردن غذای  کوچولوهاتون و کلاً مبحث خوراکیها ، با دیگران  با استفاده از یک یوزر نیم و پسورد ولی با کلمۀ کاربری متفاوت (که مربوط به اسم وبلاگ مورد نظرتون هست) به اشتراک بگذارید و برعکس این، یعنی کسی که تجربۀ نوشتن تو وبلاگ نی نی به به داره، میتونه از خاطرات زایمان و  تجربیات مادرانه اش تو اینجا هم بنویسه و دیگران رو بهره مند کنه از یافتن راه حل و ایده های جدید.

من از همۀ مامانهایی که اعلام تمایل به اشتراک گذاشتن تجربیاتشون کردند، تشکر می کنم. و پیشاپیش از مامانای مهربون دیگه که تمایل دارند تو این کار همکاری بکنند هم تشکر می کنم.

**

 این وبلاگ ها متعلق به خود شماست و با ایده و نظر شما هدایت میشه و تداوم پیدا میکنه، هدفش هم مشخصاً کمک به مامانهای دیگه ، تو موقعیتهای مشابه و در عین حال متفاوت هست. ممکنه شما تجربۀ خودتون رو اینجا بنویسید، ممکنه مقاله ای  تو سایتهای مختلف بچه داری، نظرتون رو جلب کنه و بخواید اون رو با ذکر منبع به اشتراک بگذارید با بقیه، در هر صورت خودتون این وبلاگ رو اداره میکنید.

**

از اونجا که هنوز این وبلاگ ناشناخته هست، اگر  مادرای عزیزی که اینجا رو میخونند  برای اطلاع مادرهای دیگه، در مورد این وبلاگ بنویسند و یا این وبلاگ رو لینک کنند، ممنون میشم. در ضمن باز هم منتظر نظرات  سبز و راهگشای شما هستیم. اگر نظری، پیشنهادی ، انتقادی وجود داره، خوشحال میشم که بشنوم.

**

اگر با کل ایدۀ در میون گذاشتن تجربیات مادرانتون در همین وبلاگ (که طبعاً تغییر نام هم خواهد داشت) موافقید، دوست دارم بدونم که ترجیح میدید در چه موضوعاتی تجربیاتتون رو در میون میگذارید. برای اینکه طبقه بندی موضوعی رو بر اساس آنها بسطش داد( همونطوریکه میبینید الان فقط در دردوموضوع زایمان سزارین و طبیعی تقسیم بندی شده، ترجیح میدید چه موضوعات دیگه ای به این لیست اضافه بشه؟).

 

**

دوستی در کامنتدونی پرسیده بود که علت زود به دنیا اومدن بچه ها چی هست؟

من اینو میدونم که دلایل مختلفی ممکنه داشته باشه، از فشار خون بالای مادر، تا دیابت بارداری ، استرس و خیلی چیزهای دیگه. من سه هفته زودتر از موعد مقرر، پسرم به دنیا اومد. فشار خون من همیشه پایین بود و هست. بیماری خاصی هم نداشتم. شاید یکی از دلایلش استرس دفاع بابای فراز بوده، شاید!!. یکی دیگه از علتهایی که تو سایتها بعد ها خوندم، این بود که مادرهایی که  گروه خونی  منفی دارند ؛همون حالتی که روگام تزریق میشه( مثل من که  گروه خونیم  O منفیه)، درصد بالاتری از زود به دینا اومدن بچه ها رو دارند نسبت به مادرهایی که گروه خونی مثبت دارند. دلیلش هنوز مشخص نیست. در ضمن هفتۀ سی و هفتم که من فارغ شدم، زمانی هست که تقریباً بچه کامل هست و به دنیا اومدنش مشکلی ایجاد نمی کنه. فکر می کنم قبل از هفتۀ سی و پنجم (درست گفتم؟؟) هست که احتمال داره بچۀ زود فارغ شده، مشکلاتی داشته باشه که با پیشرفت علم و مراقبتهای ویژه میتونند اثر اینها رو به حداقل برسونند.  شما خواننده های عزیز اگر میدونید یاری کنید؟

 

 **

منتظر خوندن خاطرات به دنیا آوردن نی نی به روش سزارین مامان شایلی و به روش طبیعی مامان هنا و نونوش هم در ادامه باشید.

 

پی نوشت: مامان آوا پیشنهاد دادند که اگر پستها کوتاه تر باشه و مطالب طولانی در یک یا دو پست بیاد که از حوصلۀ خوندن خارج نشه، بهتره. من وقتی خاطره رو تو یک پست قرار دادم به این فکر میکردم که شاید پی گیری خاطره تو دو تا پست  جدا جالب نباشه ، ولی اگر با یک پست طولانی ، خوندنش از حوصله خارج میشه، بهتره که پستها رو کوتاه کرد . نظر شما در این مورد چی هست؟